بررسی میزان تاثیر آموزش های دوره کاردانی و کارشناسی در ایجاد مهارت و تخصص شغلی
از نظر برخی از اندیشمندان علوم اجتماعی و اقتصادی در قرن حاضر انسان محور توسعه است و روند پرشتاب توسعه زمان را در تسخیر خود دارد و انفجار اطلاعات و تخصصی شدن بیش از پیش وظائف در ابعادی وسیع و پیچیده از ویژگی های متمایز جوامع امروزی است و آموزش ابزاری برای مهیا ساختن انسان به منظور هدایت و کنترل فرایند توسعه و امور جامعهای است که در آن زندگی میکند . در واقع آموزش ، عنصر اساسی توسعه منابع انسانی است و توسعه منابع انسانی تاثیر آموزشهای دانشگاه در ایجاد مهارتهای شغلی توسعه همه جانبه فرد در زندگی شغلی ، زندگی اجتماعی ، زندگی خصوصی و مسائل فرهنگی است که از طریق انتقال اطلاعات ، ایجاد نگرشها و پرورش مهارتها و تغیرات مفهومی حاصل میشود . با این رویکرد میتوان گفت که توسعه منابع انسانی مبنای افزایش بهرهوری ، اثربخشی و کارآئی و رضایت فردی است . و افزایش بهرهوری در سازمانها در گرو تولید منابع انسانی و توسعه منابع انسانی غالباً در گرو آموزش کارکنان است
آموزش عمدتاً با دو مفهوم اساسی یادگیری و تغییر رفتار همراه است و سازمانها در تلاشند تا با ایجاد تجارب و مهارتها زمینه لازم را برای انجام اثربخش وظائف شغلی کارکنان فر اهم سازند . توجه به آموزش بر این فرضیه مبتنی است که سازمان زمانی میتواند توسعه و بهبود یابد که کارکنان آن به طور نظامیافته و مداوم با فناوری نوین شغلی آشنا شوند و در جهت بهسازی و رشد و توسعه خویش گام بردارند و روش روبه رو شدن با تغییر و ایفای نقش در آن را بیاموزند .آموزش های دوره کاردانی و کارشناسی از طریق آموزش نه تنها میتوان کارکنان را با فنون کار فردی و گروهی آشنا ساخت بلکه میتوان در طرز تفکر ، نگرش و چشماندازافراد نیز رسوخ کرد و تغییری متناسب با رشد و توسعه فردی و سازمانی در آنان پدید آورد.
در همین راستا از وظایف مهم دانشگاه علوم انتظامی که بازوی توانمند علمی پلیسایران است ، تولید و توسعه دانش انتظامی در سطوح بالا و آموزش و تربیت افسران در مقاطع تحصیلی عالی است کهدر سالهای اخیر با تاسیس دانشکدههای تخصصی روند رو به رشدی را طی نموده است .
پژوهشی که از نظرتان میگذرد با هدف بررسی میزان تاثیر آموزشهای دوره کاردانی و کارشناسی دانشگاه علوم انتظامی در ایجاد مهارتها و تخصصی هایشغلی در افسران فارغالتحصیل انجام شده است . امید است نتایج این تحقیق بتواند در برنامهریزیهای آموزشی این نهاد مورد بهره برداری قرار گیرد و مثمر ثمر واقع شود .
طرح مسئله
تربیت و آموزش نیروی انسانی متخصص و ماهر در ناجا با توجه به گستردگی و پیچیدگی وظایف از اهداف بسیار مهمی است که باید توجه ویژهای به آن مبذول کرد . در همین راستا به منظور افزایش توانایی و مهارت پرسنل ناجا دانشگاه علوم انتظامی از سال ۱۳۷۷ بصورت گرایشی و از سال ۱۳۸۰ به صورت رشتهای به پذیرش و آموزش دانشجویان پرداخته و آموزش تخصصی را سرلوحه برنامهریزیهای خود قرار داده است . در نظام جدید آموزشی ۱۴ رشته کارشناسی و ۱۳ رشته کاردانی با توجه به نیازهای تخصصی ناجا در مقاطع مختلف طراحی گردید و برای اجرای آن در ساختار دانشگاه علوم انتظامی تغییرات عمدهای به وجود آمد . تا فارغالتحصیلان این دانشگاه را به سوی علمی شدن، تخصصگرایی و مواجهه عالمانه و محققانه با آسیبهای اجتماعی و افزایش قابلیت ، کارآمدی وتوانمندی در انجام وظایف سوق دهد . مسلم است چنانچه اطمینان نداشته باشیم که آموزش توانسته است، تغییرات رفتاری و مهارتی لازم را پس از ختم دوره و در زمان اشتغال به کار در کارکنان جهت تحقق اهداف سازمان آموزش مهارت های شغلی فراهم کرده باشد انجام و هزینه سرمایهگذاری و اختصاص منابع به طرح و اجرای دورههای آموزشی و تخصصی بیمعنا خواهد بود . علت انتخاب این موضوع تحقیق در حقیقت این است که بدانیم چه مشکلاتی در راه یادگیری مهارتهای لازم برای دانشجویان دانشگاه علوم انتظامی وجود داشته و مانع ایجاد تغییرات مثبت رفتار مهارتی در آنان میگردد . همچنین تحقیق حاضر در صدد است تا با بررسی ساختار و کارکرد آموزش دورههای کارشناسی و کاردانی دانشگاه علوم انتظامی به این سوال اساسی پاسخ دهد که آموزشهای دوره کاردانی و کارشناسی این دانشگاه تا چه اندازه در ایجاد مهارتهای شغلی در افسران فارغ التحصیل موفق بوده است؟.
سوالات فرعی این تحقیق عبارتند از
۱کدام گروه از افسران فارغالتحصیلان ( افسران آموزشدیده تخصصی یا افسران آموزشدیده عمومی ) از مهارت شغلی بالاتری برخوردار میباشند ؟
۲کدام گروه از افسران فارغالتحصیل آمادگی روانی و شخصی بیشتری برای یادگیری مهارتهای شغلی را دارا میباشند ؟
۳آیا بین ویژگیها اساتید دو گروه از افسران فارغالتحصیل تفاوت وجود دارد ؟
۴سازماندهی برنامههای درسی کدام دسته از افسران فارغالتحصیل با نیازهای شغلی دستگاههای اجرایی ناجا دارای انطباق بیشتری میباشد ؟
۵آیا میان میزان توجه دانشگاه به کارورزی دو گروه از افسران فارغالتحصیل تفاوت وجود داشته است ؟
۶فضای آموزشی کدام دسته از افسران فارغالتحصیل از نظر استانداردهای آموزشی دارای وضعیت بهتری بوده است ؟
۷انعطافپذیری کدام گروه از افسران فارغالتحصیل نسبت به تحولات فنآوری بیشتر میباشد ؟
۸آیا میان محتوای آموزشهای ارائه شده از طرف دانشگاه به هر دو گروه تفاوت وجود دارد ؟
آیا میان میزان شکوفایی استعدادها و خلاقیتهای شغلی دو گروه از افسران فارغالتحصیل تفاوت وجود دارد ؟